دو نگاه خیره به سقف

هر دو تا شون کنار هم خوابیده بودند  اولی گفت :" اگر به جای این چرت و پرتا که چاپ کردیم یه بقالی باز می کردیم خوب بود لااقل بعد از این همه عمر سه ماه تو این سرما یخ نمی زدیم "

 

دومی گفت:" ای سقه سیا آخرش به درد یه جایی خوردیا فکرکنم برق رفت"

اون یکی در جواب گفت:" اینجوری بهتره یا یک کس و کاری وآسه مون پیدا میشه یا هم یه جوری گم و گورمون می کنن! "

عبدالعزیز رنجبر

/ 1 نظر / 14 بازدید
حامد یوسفی

گاهی اوقات وجود نوعی ابهام در داستان اون رو جذاب میکنه و موجب میشه خواننده دوباره داستان رو بخونه. ام اگه خواننده بعد از چند بار خوندن داستان باز هم متوجه منظور نویسنده نشد تقصیر کیه؟!!!