نگاه

مرد درحالی که خم می‌شد و اسکناس را روی زمین،جلوی پسرک می‌انداخت با خنده‌ای تصنعی رو به نامزدش کرد و با خود اندیشید: "پسرک عوضی با نگاه معصومانه‌اش دل مریم را به رحم آورد!"

پسرک در‌حالی ‌که لبخند می‌زد و سر خود را به نشانه تشکر پایین می‌آورد با خود اندیشید: "مردک عوضی با نگاه سخاوتمندانه‌اش دل دخترک را به‌دست آورد!"

حامد یوسفی

/ 3 نظر / 13 بازدید
علی

سلام. داستانك به اين قشنگي چرا كسي براش نظر نذاشته؟ به نظر من كه خوب تفاوت نگاه و قضاوت نابخردانه بعضي از افراد رو نشون داده. ممنون.

پسر مریخی

تجربه‌هاي سوخته زماني به درد ميخوره كه بخوايي كار سوخته‌اي بكني ...! (پسر مريخي) سلام دوست عزیز ...! اومدم بگم نظر به اینکه نظرت برام اهمیت ویژه ای داره خوشحالم میکنی نظرتو در مورد فرار از تجربه های دیگران بدی ...! آپم ... و منتظر حضور گرم تو زمینی ![رضایت]

فاطمه داوودي

ممنون از اينكه منو لينك كردي...من مي نويسم تا كمي بي قرار شيم...خوشحالم كه بي قرار سدي...و خوشحالتر اينكه به كوه پناه مي بري در بي قراري...!!