اینجا کسی منتظر شما نیست

"آخرین کارون غیور مردان کشورمان صبح امروز در میان استقبال پر شور..."

کنترل را برداشت و با دستپاچگی کانال تلوزیون را عوض کرد.غرو لند کنان زیر لب گفت:"یه چیزی نشون نمیدن دل آدم وا بشه! این سریاله پس کدوم کانل بود؟!"زن در حالی‌ که سرش را به دیوار تکیه داده بود و آرام و بی‌ صدا اشک می‌ریخت گفت:"کاش همه رو آزاد نمیکردن؛کاش لا عقل یکیو نگه میداشتن!"مرد کنترل را به گوشه ای پرت کرد و اناری از توی ظرف برداشت.نفس عمیقی کشید و همانطور که انار را توی دست می چرخاند گفت:"یکیو نگه میداشتن که چشات به این در خشک شه؟! هیجده سال گذشته زهرا جان!چرا نمیخوای قبول کنی‌؟همون موقع که اسم کوچه رو به ناممون زدن باید قبول میکردی که برنمیگرده!"

انار را تند تند توی دست میچرخاند.صدای تریک تریک دانه های ترد انار که زیر انگشتان لرزان مرد آب می‌شدند و قالب تهی میکردند با نفس‌های عمیقش آمیخته بود.آب دهانش را قورت داد و گفت:"اصلا برگرده که چی‌؟"بعد این همه مدت اگه زنده هم برگرده دق مرگ میشه!"

پوست سرخ انار که حالا مثل موم نرم شده بود زیر فشار شست مرد بالا و پایین میرفت.چانه اش بی‌ اختیار می لرزید.دیگر فقط صدای نفسش بود که فضا را پر میکرد.چنان با غیظ انار را فشرد که پوست نازک انار تاب نیاورد و لکه سرخی روی پیرهن سفید مرد به جا گذشت.زن که هنوز تکیه اش به دیوار بود و چشم‌هایش به سه گوش بین دیوار و سقف زل زده بود گفت:"کاش این همه زحمت فایده داشت"

حامد یوسفی

 

/ 16 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

سلام دوست من وبلاگ جالبی داری....... به ما هم یه سری بزن با تبادل لینک موافقی؟

خبرنامه کاف استوری

با سلام اگر مي خواهيد از آخرين اخبار و اطلاعات ادبيات داستاني کشور مطلع باشد ... اگر مي خواهيد داستان هايتان در معرض نقد يک گروه بزرگ از نويسندگان برسد ... اگر مي خواهيد بهترين داستان هاي نويسندگان يزرگ را داشته باشد .... اگر مي خواهيد جديد ترين شوه ها و اسلوب هاي داستاني را دريافت کنيد ... و ... در خبرنامه ي کاف استوري منتظرتان هستيم. http://groups.google.com/group/kafstory-group http://kafstory.blogfa.com با تشکر [گل]

saeed

سلام خسته نباشی محفل قشنگی درست کردی , من که واقعا خوشم اومد من وبلاگمو دوباره راه انداختم , می خواستم ببینم حاضری تبادل لینک کنیم ؟ اگه حاضر بودی منو تو لینکات به اسم"داستان کوناه" بزارو یه پیغام به من بده به امید موغقیت های روز افزون با تشکر[گل] www.ageofliterature.blogfa.com

علی

خوب بود با یک داستان کوتاه بروزم

سید علیرضا رئیسی

سلام به شما دوست عزیز و گرامی همیشه شاد و سرزنده باشی صفای قدمتون قربان نظرتون هستم در شهر اصفهان هنگام نیمشب در آشمان شوق شادان پرنده ی دل من در صعود بود از غرفه ی محقر خود بر فراز کوه همچون عقاب دورنگر چشم جست و جو بر شهر دوختم شهری که دور از نگه هر حسود بود چشمان من به ددین آن عرصه شوق داشت لبهای من به ذکر سلام ودرود بود نور چراغ ز پس بیشه زارها زرد وسپید و آبی ... ارادتمند رئیسی

ف-ن

سلام جناب حامد یوسفی من همیشه افتخار کردم از اینکه زمانی با شما همکاربودم امیدوارم خاطرات اصفهان رو فراموش نکرده باشید هرجا هستید سلامت وموفق باشید

milad

سلام.دوست من وبلاگت خیلی زیبا ست از وبلاگ من هم دیدن کن.به این وبلاگ هم بیاید و عضو شوید مدیر این وبلاگ من هستم.شما می توانید در این وبلاگ مطالب و عکس هایتان را قرار دهید و با دوستانتان چت کنید. www.akasbashi.wall.fm منتظر هستم حتما به ما هم سر بزنید.

آریا

ایلیا از اقتدار عظیمی برخوردار است

اين فيلم پاسخيست متفاوت به نزاع مرد سالاران و زن سالاران دروب لاگ آمین می ماند فیلم را تماشا کنید: http://aminmimanad.mihanblog.com

وشدلانی دیوان

با سلام.... سایت وشدلانی دیوان با مضمون نشر تفکر اسلامی در جهان و با شعار "بیا با هم باشیم تا همه باشیم"و با استاندارد سازی مجموعه ،خواهان تبادل لینک با وبلاگ زیبای شما هست.در صورت تمایل لینک رو تایید و اطلاع رسانی نمایید تا وب شما نیز با افتخار لینک شود. وشدلانی دیوان:www.bewas.ir آپلود سنتر بلوچستان:http://bewas.ir/up/ بلوچ چت:http://bewas.ir/chatromf.htm جامعه مجازی:http://bewas.ir/blog/