برف

"چند تا فامیل سانتی‌مانتا بگین که رفتیم" و بعد در حالی‌که سر خودکار را با دندان نگه داشته بود مشغول نوشتن فامیل‌ها شد.فامیل ها را که نوشت از ماشین پایین آمد.مردی که صندلی جلو نشسته بود قدری لبه پنجره را پایین دادو بعد سرش را رو به مسافرین عقب چرخاند و گفت:"با اجازه‌ی آقایون" و سیگاری آتش زد.
هوای سرد،برف چند روز پیش را روی زمین نگه‌داشته بود.هیچ‌یک از مسافرین علاقه‌ای به باز کردن سر صحبت نداشتند.کم کم برف بارش را از سر گرفت.راننده در حالیکه به سختی مسیر را می‌دید،سرش را به شیشه‌ی جلو نزدیک کرد و گفت:"مگه همین برف قبلی؛سه روز پیش رو میگم،مفت مفت جون مسعود صباغی رو نگرفت؟! بیچاره مسافر می‌برده مشهد،میره تو سبقت یهو 18چرخ از جلوش در میاد.ترمز میکنه ،ماشینم صاف سر می‌خوره زیر 18چرخ.خودش که رفت هیچ؛دو تا خانواده‌ی دیگه‌رم سیاه پوشوند!"
مرد صندلی جلو به صحبت درآمد و گفت:"اصلا برف اول همینجوریه.جاده‌ها چربن و سُر.ناشی باشی کلاهت پس معرکست.خدا بیامرز داداش ما برف پارسال تو همین جاده ماشینش رفت ته دره !"
راننده در حالیکه با دستمال عرق روی شیشه بغل را پاک می‌کرد گفت:"خدا رحمتش کنه."
برف شدت گرفته بود.سرمای هوا دانه‌های برف را به شیشه‌ی جلو چسبانده و دید را به کلی محدود کرده‌بود.جز چراغ‌خطر های ماشینی که چند متر جلوتر حرکت می‌کرد،چیز دیگری دیده نمی‌شد.
راننده در حالیکه ماشین را به حاشیه‌ی جاده می‌کشاند گفت:"اینطوری نمیشه رفت.آقا بیزحمت بطری آب زیر صندلی رو بدید تا یه دستی به شیشه جلو بکشیم."
در را باز کرد و پیاده شد.سایه‌ی کامیونی از کنار پنجره او را بدرقه کرد.برف دوم هم قربانی گرفت.
حامد یوسفی

/ 6 نظر / 15 بازدید
امیر حاجی نژاد بشرویه

این داستان هم باز با یک پایان خیره کننده تموم می شد. در کل داستان خوبی بود.ولی جمله ی ابتدایی (فامیل و...) و توضیحاتی که بعد اون اومده بود یه جورایی زاید به نظر می رسید یا ابهامی رو برای خواننده به وجود می آورد.

jouliet

سلام دوست عزیزم....[لبخند] وبلاگ خیلی جالب و خوبی دارید....[دست][دست][دست] خوشحال می شم به من هم سری بزنید....[لبخند] مایل به تبادل لینک هستید؟؟؟؟؟؟؟؟ [گل][گل][گل]

فریدون

وبلاگ زیبایی داری به منم سر بزن کمکم کن داستانمو بنویسم موفق باشی

فریدون

وبلاگ زیبایی داری به منم سر بزن کمکم کن داستانمو بنویسم موفق باشی

غریبه

سلام نوشته های خیلی جالب و آموزنده ای داری می تونم ازت کمک بخوام برای راهندازی بهتر سایت یکی از دوستام که هم نام شماست ممنون می شم که یکی از معرفین سایت دوست من باشی یک دنیا تشکر[خجالت] http://www.raincoffeeshop.com/ غریبه

x

خيلي روان و خوب اما به نظرم هنوز جاي كار داشت حوصله نداشتين خواستين زود تمومش كنين با آرزوي موفقيت