مرد درحالی که خم میشد و اسکناس را روی زمین،جلوی پسرک میانداخت با خندهای تصنعی رو به نامزدش کرد و با خود اندیشید: "پسرک عوضی با نگاه معصومانهاش دل مریم را به رحم آورد!"
پسرک درحالی که لبخند میزد و سر خود را به نشانه تشکر پایین میآورد با خود اندیشید: "مردک عوضی با نگاه سخاوتمندانهاش دل دخترک را بهدست آورد!"
حامد یوسفی
نويسنده : حامد یوسفی ساعت ۱٢:٠٩ ق.ظ تاريخ ۱۳۸٧/٧/٢
تگ هاي اين مطلب:مینی مال ?تگ هاي اين مطلب:داستان کوتاه


نظرات () لينک مطلب