روزنه ،مکانی برای ثبت داستان نوشته های شما!

وبلاگ حاضر با هدف تشویق و شناساندن داستان نویسان گم نام پایه ریزی شده است

هر دو تا شون کنار هم خوابیده بودند  اولی گفت :" اگر به جای این چرت و پرتا که چاپ کردیم یه بقالی باز می کردیم خوب بود لااقل بعد از این همه عمر سه ماه تو این سرما یخ نمی زدیم "

 

دومی گفت:" ای سقه سیا آخرش به درد یه جایی خوردیا فکرکنم برق رفت"

اون یکی در جواب گفت:" اینجوری بهتره یا یک کس و کاری وآسه مون پیدا میشه یا هم یه جوری گم و گورمون می کنن! "

عبدالعزیز رنجبر


نويسنده : حامد یوسفی ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ تاريخ ۱۳۸۸/۱/۱٢
تگ هاي اين مطلب:داستان کوتاه ?تگ هاي اين مطلب:داستان ?تگ هاي اين مطلب:مینی مال